اخبار

آخرین اخبار املاک و وبسایت

پژوهشی در باب گونه شناسی فرهنگ در روستای قلعه رودخان

ghale roodkhan Gilan 830x323 - پژوهشی در باب گونه شناسی فرهنگ در روستای قلعه رودخان
پیشنهاد از طریق پیامک

سلام کاربران گرامی

مقاله ای در رابطه با پژوهشی در باب گونه شناسی فرهنگ در روستای قلعه رودخان

رو براتون آماده کردیم تا هر چه بیشتر با فرهنگ قلعه رودخان آشنا بشین.

جا داره همین جا از آقای مرتضی سخایی قلعه رودخانی جهت تهیه و جمع آوری این پژوهش

تشکر کنیم.

امیدوارم در هرکجا که هستند موفق باشن. آرتمن موسس املاک قلعه رودخان.

پژوهشی در باب گونه شناسی فرهنگ در روستای قلعه رودخان

مرتضی سخایی  ، پژوهشگر

چکیده :

قلعه‌رودخان از دیر باز مورد توجه بوده است. مهمترین اثری که در مورد قلعه رودخان منتشر شده در رابطه با جغرافیای تاریخی و بررسی قلاع استان گیلان توسط دکتر منوچهر ستوده بوده است. اما به جرات می توان گفت که تاکنون هیچ اثری در رابطه با جغرافیای فرهنگی قلعه‌رودخان منتشر نگردیده است . نگارنده بر اثر اشتیاق ایجاد شده در دوران تحصیل و همچنین به لحاظ احساس دِین نسبت به این منطقه اقدام به پژوهش حاضر نموده است . در این جستار سعی شده است ضمن بهره‌گیری از روش تحلیل داده ها با رویکردی کیفی که مبتنی بر گردآوری اطلاعات از طریق پژوهشهای نگارنده است، به مساله گونه‌شناسی فرهنگ در روستای قلعه‌رودخان پرداخته شود . هدف از پژوهش حاضر تبیین فرهنگ در میان بومیان روستای قلعه‌رودخان با تکیه بر ابزار‌ها و راهبردهای نوین مدیریت جهانگردی می‌باشد .

کلمات کلیدی: قلعه رودخان،حیدرآلات،فوشه،فرهنگ،مراسم،بازی‌ها،زراعت،ازدواج

 

مقدمه:

استان گیلان از دیر باز محل گذر و عبور و مرور سیاحان و جهانگردان خارجی و داخلی بوده است. برخی از سیاحان از استان گیلان بعنوان بهشتی روی زمین یاد کرده اند و برخی دیگر بواسطه بارش زیاد باران در این استان آن را به باتلاقی از گِل و لای تشبیه نموده اند.منطقه سوق الجیشی فومن که خاستگاه حکومت بر بخش بیه پس(بخش غربی گیلان) بوده نیزهمواره مورد توجه حاکمان وقت قرار داشت. وجود دژ مستحکم و عظیم قلعه رودخان بواسطه برخورداری از مواهب نفوذ ناپذیری، موقعیت استراتژیک که یادگاری از دوره سلجوقیان است نیز مزید بر علت شده و همواره توجهات هر فردی، چه طالبان قدرت و چه مسافران و جهانگردان را به خود جلب نموده است. با گذشت زمان و فروکش نمودن نگاه جنگ طلبانه و حکومتگرانه، دژ قلعه رودخان کاربرد نظامی خود را به کناری گزارد و تبدیل به محلی برای فرهنگ دوستان و مسافران و سیاحان گردید. تا مدت مدیدی کمتر کسی در کشور و حتی تعداد کمی در استان گیلان از وجود چنین قلعه با عظمتی در منطقه فومن اطلاع داشتند. عدم دسترسی مناسب به محل قلعه این دژ را بیشتر مورد توجه کوهنوردان نموده بود تا ایرانگردان و جهانگردان. به مرور زمان جذب گردشگر با استفاده از پتانسیل قلعه رودخان در دستور کار مسئولین استان قرار گرفت و در مرحله اول راه دسترسی به قلعه را ترمیم و احداث نمودند که همین مسیر فعلی است. می توان گفت : ترمیم مسیر منتهی به قلعه موجب شده که امروز حتی کمتر کسی در کشور پیدا شود که نامی از قلعه رودخان نشنیده باشد . اگراقدامات سخت افزاری درشناساندن قلعه رودخان در رتبه نخست قرار دارد، اقدامات نرم افزاری نظیر پژوهشهای موردی را نیز می توان در رتبه های بعدی قرا داد . بعنوان نمونه روستای قلعه رودخان از دیدگاه گونه شناسی فرهنگی مورد تبیین و تحلیل قرار گرفته است.

منطقه قلعه‌رودخان تقریباً در۳۷ درجه و ۵ دقیقه تا ۳۷ درجه ۷ دقیقه عرض شمالی و ۴۹ درجه و ۱۵ دقیقه تا ۴۹ درجه و ۱۷دقیقه و ۳۰ ثانیه طول شرقی در جنوب غربی فومن و در فاصله تقریبی ۲۰ کیلومتری قرار دارد. (ستوده ۱۳۹۰)قلعه معروف در منتهی الیه جنوبی ارتفاعات این منطقه بنا شده است

.این روستا از سه آبادی تشکیل شده، اما امروزه همگان به واسطه دژ باستانی موجود در ارتفاعات جنگلی، هر سه آبادی را به آن نام یعنی «قلعه‌رودخان» می شناسند.

 

gh map 300x141 - پژوهشی در باب گونه شناسی فرهنگ در روستای قلعه رودخان

 

نقشه روستای قلعه‌رودخان : ماخذ :آرشیو شخصی

مجموعه روستاهای قلعه رودخان عبارتند از:

  • قلعه‌رودخان
  • حیدرآلات
  • فوشه[۱]

قلعه مشهور، در ارتفاعات حیدرآلات قرار دارد. پسوند نام خانوادگی ساکنان هر سه روستا «قلعه‌رودخانی» است. در واقع بعد از انقلاب برای خدمت رسانی بیشتر و از جمله تسهیل در توزیع کالاهای کوپنی، محله‌ها به صورت مستقل به ادامه فعالیت پرداختند و به مرور داری شورا، انجمن، مسجد، دبستان، و سایر مراکز خدماتی شدند. همچنین دارای شناسه جهت انجام پروژه‌های عمرانی از جمله جاده، برق، تلفن و عنقریب ایجاد شبکه گاز می باشند.

قلعه‌رودخان از تاریخ مه‌آلودی برخوردار است. هنوز بررسی‌های باستانشناسی در رابطه با تاریخ احداث آن مدارک و مستندات متقنی ارائه نکرده است. در رابطه با احداث و کیفیت بنا مطالب آمیخته با افسانه‌ها شده است. دقیقترین بررسی که انجام گرفته توسط دکتر منوچهر ستوده در دهه ۱۳۴۰ و با همراهی دانشجویان دانشکده هنرهای زیبا بوده که نامبرده شرح آنرا در کتاب معروف «از آستارا تا استرآباد» و در امتداد بررسی جغرافیای تاریخی گیلان و قلاع آن انجام داده و توانسته نقشه آنرا برداشت نماید و شرح مختصری، آنهم توصیف گونه در مورد «قلعه» بنویسد. دیگران نیز اغلب از وی نقل نموده‌اند، گرچه هیچ ذکری از منبع مورد نظر ارائه   نکرده اند.

برای اینکه «قلعه» از معروفیت خاص به معروفیت عام تبدیل گردد، تلاشهای زیادی صورت پذیرفته است. مقالات متعدد، شرح و بسطهای گوناگون، توصیف جاذبه‌های طبیعی و طبیعت بکر و زیبای منطقه سبب گردیده فرهنگ‌دوستان و افراد مؤثر وطنی، بیرون آوردن «قلعه» از مهجوریت را وجه همت خویش قرار دهند. از زمانی که «ابوطالب سخائی قلعه رودخانی» یکی از پژوهشگران منطقه ، اقدام به چاپ مقاله ای در روزنامه اطلاعات ۲۵ مرداد ۱۳۷۳تحت عنوان «قلعه‌ی ، قلعه رودخان در دل جنگل سبز تنهاست» (سخائی‌ قلعه‌رودخانی ۱۳۷۳) نموده و در آنجا آرزوها و پیشنهادات خود را برای بیرون آوردن این زیبای خفته در جنگل ارائه نمود، تاکنون فعالیتهای متنوع و فراوانی انجام گرفته و تغییرات چشم گیری در چشم انداز «قلعه رودخان» صورت پذیرفته است، که بررسی جنبه های مثبت و منفی تأثیر این تغییرات نیاز به طراحی یک پروژه بزرگ دارد.

علاوه بر وجود «قلعه» در «قلعه رودخان»، طبیعت زیبا و همچنین ادبیات فولکلوریک منطقه مورد توجه است. نیاکان قدرتمند و خلاقی که در صعب‌العبورترین نقطه سوق الجیشی اقدام به بنای استحکامات نموده اند، فرهنگ غنی و پرباری را برای اخلاف خود به یادگار گذاشته‌اند. بخشی از فرهنگ جغرافیایی منطقه«قلعه‌رودخان» به شرح ذیل می باشد:

  • مراسم
  • مراسم مربوط به ازدواج
  • مراسم مربوط به دامداری و دامپروری
  • مراسم مربوط به زراعت
  • مراسم مربوط به نوروز

 

  • بازی ها
  • مارجولوس
  • قَشَ بازی
  • لَپَه بازی
  • عروس بازی
  • ویزَ بازی
  • لْپار

 

۱ )مراسم:

۱-۱)مراسم مربوط به ازدواج

  • خواستگاری:این امر توسط بزرگان فامیل صورت می گیرد . چنانچه عروس و داماد آینده اهل روستا باشند، معمولاً به مناسبتهای متعدد همدیگر را در عروسی‌ها، در مسیر دبیرستان و د انشگاه، محل کار و غیره دیده و پسندیده‌اند. در قلعه‌رودخان در دهه‌های گذشته امر خواستگاری با خوف و رجاء فراوانی همراه بود و سختگیری به خانواده داماد بعنوان ارج نهادن به دختر و عروس تلقی می‌گردید . از طرفی دیگر خواستگاری رفتن حتماً بایستی با مقدمات و پیش زمینه‌های اعتمادسازی برای خانواده عروس صورت می‌گرفت. معمولاً پدر و مادر داماد چند نفر از افراد خوشنام و معتمد را به عنوان قاصد به خانه پدر و مادر عروس روانه می‌کردند. این امر در شب اتفاق می افتاد و خانواده داماد با بذله گویی و شوخی منتظر بازگشت قاصدان می‌ماندند. گاهی اوقات لازم بود امر خواستگاری به دفعات متعدد انجام گیرد.
  • صورت‌برداری: به لهجه محلی به آن «صورَتَ ویگِری» می گویند. معمولاً این امر هم در یکی از شبها اتفاق می‌افتد. گاهی اوقات هم با توافق طرفین، ممکن است در روز، با صرف ناهار یا عصر، به صرف شیرینی و با برگزاری مراسم جشن و شادمانی صورت پذیرد. شاید بتوان گفت امر«صورَتَ ویگِری» از مراحل اساسی تشکیل یک زندگی می‌باشد. توافق خانواده‌ها در این جلسه به نوشتن یک صورت قرارداد عروسی ختم می‌شود. میزان مهریه عروس عمده‌ترین موضوعی است که ماجرای صورت‌برداری حول محور آن می‌چرخد. در گذشته نه چندان دور، بحث و جدلهای فراوانی برای تعیین مهریه عروس صورت می گرفت، که بیشتر بر اساس رسم و رسومات محلی است و به میزان شناخت و احترام طرفین به هم مربوط می‌شود. برای اینکه مجلس «صورَتَ ویگِری» به بحث و مرافعه نکشد در یک جلسه کوچک بین والدین عروس و داماد موضوع مهریه مشخص می‌شود و در مراسم «صورَتَ ویگِری» آن را در قرارداد می‌آورند. امروزه بخشی از وسایل زندگی را به عهده داماد می‌گذارند و آن هم به این دلیل است که باید حداقل امکانات را برای آغاز یک زندگی مشترک برای عروس فراهم نماید. تعهدات داماد را در صورتجلسه ذکر می‌کنند که معمولاً عبارت از تهیه چند قلم از لوازم اساسی خانه می‌باشد مثل (تلویزیون، یخچال، فرش وغیره) که آنهم به توافق است. تفاوت اساسی مراسم صورت‌برداری با گذشته نه چندان دور، این است که در گذشته حتی نوع و تعداد قطعات طلای عروس و جنس لباس و کفشِ آن هم مشخص می‌شد اما امروزه آنرا به توافق عروس و داماد مربوط می‌نمایند. در جلسه «صورَتَ ویگِری» تاریخ عقد و کیفیت آن (مراجعه به دفتر خانه یا برگزاری مراسم عقدکنان) مشخص می شود.
  • بعد از عقد تا برگزاری مراسم عروسی معمولاً زمانی فاصله است. این زمان با توافق طرفین است. تا خانواده عروس جهیزیه مناسب تهیه نمایند و خانواده داماد بتوانند تعهدات خود را انجام دهند.
  • در گذشته، با توافق طرفین خانواده عروس و داماد در روز معینی که خوش یمن بود به شهرمی‌رفتند و برای عروس رخت و لباس و طلاجات را تهیه می‌نمودند. این روز برای داماد روز پر هزینه ای بود. می بایست علاوه بر خرید لباس، کفش و طلای عروس، برای نزدیکان عروس نیز اجناسی (معمولاًپارچه) بعنوان هدیه می‌خرید. به این مراسم در زبان تالشی «رَختَ پِچینی » می‌گویند.
  • با تعیین تاریخ برگزاری عروسی، کارتهای عروسی توزیع می‌گردد.(متأسفانه امروزه بخش عمده ای از عروسیها در تالارها برگزار می‌شود. اما در گذشته نه چندان دور این عروسی در فضای حیاط خانه داماد و منازل همسایگان انجام می گرفت)
  • وقتی روز عروسی مشخص می‌شد، نزدیکان، اقوام و دوستان خانوادگی داماد با تهیه بخشی از هزینه‌های عروسی و راه انداختن جمعی از بانوان و دختران و پسران جوان، معمولاً مَجمَعی تهیه و داخل آن چند قطعه مرغ، ادویه جات، قند، چای، وغیره می‌گذاشتند و با پارچه های بسیار زیبا و گرانقمیت روی آنرا می‌پوشانند و حتی با تهیه گوسفند نر و رنگ آمیزی پشم آن و فرو کردن نارنج بر شاخ گوسفند، روی یک قطعه چوب بلند که چند شاخه داشت و به آن «بوروم» می‌گفتند پارچه زیبایی می‌گذاشتند و نوک شاخه ها را با نارنج تزیین می‌کردند و با صدای هلهله و شادمانی و دست زدن به خانه داماد می‌رفتند. به این طریق بخشی از هزینه های عروسی داماد فراهم می‌شد. سپس برای آوردن عروس به خانه عروس می‌رفتند.
  • وسایل جشن عروسی خانه عروس نیز توسط پدر داماد فراهم می‌شد. با تشریفات لازم، اقوام و نزدیکان با پیش انداختن گوسفند و بار برنج و مجمع‌هایی که بر روی سر دختران جوان می‌گذاشتند به خانه عروس می‌رفتند. معمولاً مادر عروس که مجمع‌ها را تحویل می‌گرفت هدیه‌ای تقدیم می‌کرد. در خانه عروس نیز جشنی برپا می‌شد که معمولاً شامل حنابندان بود و به صرف ناهار یا شام ختم می‌شد. عروس آرایش شده که لباس سفیدی پوشیده بود با خداحافظی از خانه پدر راهی خانه شوهر می‌شد. معمولاً پدر عروس دست دخترش را به دست پدر داماد می‌داد و به اصطلاح دخترش را به او می‌سپرد.
  • قبل از اینکه عروس پا از در خانه بیرون بگذارد، برادر عروس و یا یکی از محارم نزدیک دم در مستقر می شد و به اصطلاح «دَرَسَری[۲]» می گرفت.

 

  • بیشتر این رسوم به عنوان برنامه‌های نشاط‌آور و به یاد ماندنی انجام می‌گرفت. از قبل مادر عروس یک قطعه از لوازم آشپزخانه که معمولاً زیبا و ارزشمند بود را در گوشه ای که اقوام نزدیک داماد جای آنرا بدانند، می‌گذاشت تا وقتیکه می‌خواهند جهیزیه عروس را ببرند، آنرا نیز پنهانی و به دور از چشم خانواده عروس، بردارند و ببرند.
  • عروس را که به خانه داماد می‌آوردند، حول یک طشت پر از آب که در کنار آن یک «چیری[۳]» خالی قرار داشت می‌چرخاندند و با اینکار طلب روشنی و خیر و برکت برای عروس و داماد می‌نمودند. بعداً عروس و داماد در محل خاصی که با متکا یا صندلی آماده کرده بودند مستقر می‌شدند و سپس دو تن از جوانان با حرکات پهلوانی و مثل دو کشتی‌گیر محلی در اطراف طشت با هم به حرکات کشتی می‌پرداختند و در خاتمه هر یک «چیری» را به بالا پرتاب می‌کرد و آنرا می‌گرفت و با این عمل مهارت خود را نشان می‌داد و در پایان با حرکات نمایشی عمل نیایش پهلوانی انجام می‌دادند و به طرف عروس و داماد خیز بر می‌داشتند و می‌پریدند و با دریافت انعام از عروس و داماد و والدین آنها از مردم نیز انعام دریافت می‌نمودند. جشن عروسی با رقص و نشاط اقوام عروس و داماد و پذیرایی مهمانان ادامه و خاتمه می‌یافت.
  • در گذشته نه چندان دور بعد از خاتمه مراسم عروسی و رفتن مهمانان، عروس و داماد را به اتاقی که از قبل آماده کرده بودند هدایت می‌کردند تا نخستین تجربه آغاز زندگی مشترک و همخوابگی را داشته باشند. معمولاً یکی از خانمهای فامیل درجه‌اول عروس که خاله یا عمه و یا از وابستگان مورد اعتماد خانواده عروس باشد در خانه داماد می‌ماند تا در صبحِ شبِ دامادی پارچه‌ای که نشانه تربیت صحیح و عفت و پاکدامنی دختر بوده را برای پدر و مادر عروس ببرد و ضمن خوش خبری، از آنها صِله نیز بستاند.

 

  • مراسم مربوط به دامداری

در «قلعه‌رودخان» انواع دامها پرورش داده می‌شود. از جمله پرورش گاو، گوسفند، بز، بوقلمون، مرغ، اردک رایج بوده است. امروزه به واسطه تغییر نحوه معاش مردم، کیفیت دامپروری در «قلعه رودخان» نیز تغییر کرده است. بخشی از آن از حالت سنتی به صنعتی تغییر یافته است. در گذشته فرمهای متعددی برای پرورش دام مرسوم بود از جمله:

  • عْشْتَراچوپانی(خود‌چوپانی): در این روش دامپرور با استفاده از خود و فرزندان به پرورش انواع دام از جمله رمه‌داری می‌پرداخت.
  • بَهَر بدار: شیوه‌ای بود که معمولاً بین صاحب دام و چوپان به صورت قرارداد اتفاق می‌افتاد. چوپانی که رمه خود را نگه می‌داشت، مبادرت به نگهداری و پرورش تعداد محدود گوسفند، بز یا گاو شخص دیگر نیز می‌نمود. این برای هر دو طرف قرارداد مفید بود. چرا که تعداد اندک دامهای چوپان درآمد اندکی برایش فراهم می‌نمود و از طرفی تعداد قلیل دام برای صاحبش نیز اصلاً هزینه‌های نگهداری شخصی آنرا تأمین نمی‌نمود. این بود که با قرارداد «بَهَر بدار» آنرا به چوپان واگذار می‌کرد. در این قرارداد چوپان از محصول دام استفاده می‌کرد و نسبت به نگهداشتن آن در ییلاق و قشلاق ادامه می‌داد.
  • چوپان‌گِتِه (چوپان گرفتن): در این روش تعداد دامها، استخدام چوپان را توجیه می‌نمود. صاحب دام بر نحوه پرورش دام نظارت می‌نمود و چوپانی را برای نگهداری گله استخدام می‌کرد. علاوه بر مزد نقدی به چوپان، ابزارکار، لباس، پاافزار نیز برایش فراهم می نمود.
  • تْخْمی دادن: یک شیوه ایجاد دلگرمی بیشتر است به چوپان و کسیکه اقدام به نگهداری دام می‌کند. معمولاً صاحب‌گله طی قراردادی مقرر می‌دارد که به چوپان «تْخْمی» بدهد و آن عبارت از گوسفند یا بره‌ای است که در اختیار چوپان قرار می‌گیرد و جزء دام چوپان به حساب می‌آید.
  • کوچ: دامها را در سه بخش نگهداری می‌کنند. در هوای سرد آنرا در یِیلاق که معمولاً در بخش جنگلی نزدیک زندگی خانواده دامدار است، نگهداری می‌کنند. وقتی که هوا نه سرد است و نه گرم ، دام را به میان‌بند می برند. و زمانیکه هوا روبه گرمی می گذارد، دام را به یِیلاق می‌برند. معمولاً امر کوچ دام به سمت یِیلاق از نظر زمانی، هنگامی است که سه هشت[۴] از بهار گذشته باشد. چرا که به تجربه دریافته اند که صد در صد نمی توان به گرمای روزهای اول بهار اعتماد کرد و اتفاق افتاده است که در چهل روز اول و یا ماه اول دامها در برف گیر کرده باشند.

 

  • مراسم مربوط به زراعت

همه اهالی «قلعه‌رودخان» به نحوی با کشاورزی مرتبط می‌باشند و خود کشاورزند. کشت برنج، چای، درختان صنوبر، مرکبات، پرورش کرم ابریشم و غیره با زندگی عادی آنها عجین شده است. همگان باغ چای دارند. اما توسعه برنجکاری و افزایش سطح زیر کشت برنج به تناسب زمان در «قلعه‌رودخان» صورت نگرفته است. اگر واگذاری زمین برای توسعه کشاورزی و چای توسط شورای واگذاری و هیأت موسوم به هفت نفره نبود، تعدادی از بومیان «خوش نشین» تلقی می‌شدند. نیروی انسانی بخش زراعت به صورتهای گوناگونی تأمین می‌شود از جمله:

  • مزدور‌ گرفتن: در گذشته نه چندان دور فرد یا افرادی را به عنوان مزدور (موزور به زبان محلی) استخدام می‌کردند. این فرد موظف بود از ابتدای روز تا پایان آن، کارها و امور مربوط به زراعت کارفرما را انجام دهد و حتی به سایر امور خانه کارفرما از جمله تهیه هیزم، علف چینی برای گاو و سایر دامها بپردازد. مزد «مزور» به صورت سالانه یا فصلی تعیین می‌گردید. در پاره‌ای اوقات هم به صورت ماهانه قرارداد بسته می‌شد. به مزور پاافزار و پارچه نیز تعلق می‌گرفت.
  • روزَه کار: این شیوه مربوط به مواقعی می‌شود که نیروی کاری کشاورز برای انجام عملیات زراعی کافی نباشد. او سایر امور کشاورزی را با استفاده از افراد خانواده انجام می‌دهد اما در مواقع ضروری فرد یا افرادی را به عنوان کارگر روز مزدی می‌گیرد و مزدش را روزانه می‌پردازد.
  • کرِچی: به زنان کارگر گفته می‌شود که معمولاً با قراردادی برای انجام عملیات نشاء، وجین و دوباره (دْواره)به استخدام صاحب شالیزار در می‌آمدند. تمام ایام کار را در خانه شالیکار می‌ماندند. از صبح تا شام به امور سخت نشاکاری و یا وجین و دوباره (دْواره)می‌پرداختند. معمولاً مزد خود را به صورت برنج بعد از درو و کوبیدن آن دریافت می‌کردند.

فعالیتهای مربوط به برنجکاری عبارتند از مرز کردن، اَشْکیل، آب تخت کردن، دوباره(دْواره)، تابکار(تاوْکار)، نشاء، وجین، دوباره(دْواره)[۵]، آبیاری، خوک پایی، درو، خرمن کردن، وغیره.

  • مرز کردن: مرز کردن به محدود کردن محدوده کَرْتهای مزرعه[۶] با مرز گِلی جهت جلوگیری از هدر رفتن آب مزرعه می‌گویند. معمولاً قسمتهای هم سطح با مرز جدا می‌شوند.
  • اَشْکیل: بعد از درو برنج بخشی از ساقه در داخل مزرعه می‌ماند. اولین شخم بعد از درو را «اَشْکیل» کردن می‌گویند. با این عمل ساقه و ریشه به جا مانده از درو برنج در گل پوسیده شده و تبدیل به خاک مرغوب برای نشاء برنج در سال بعد می‌شود.
  • آب‌تخت‌کردن: برای اینکه مزرعه آماده برای نشاء شود، لازم است کرتها کاملاً هموار شده و گِل آن نرم شود تا عملیات شخم‌زنی انجام گیرد.
  • دْوارَه (دوباره): بعد از آب‌تخت‌کردن مجدداً زمین را با گاو آهن یک یا چند خیشه شخم می‌زنند. این مرحله باعث تسهیل در نرم شدن خاک می‌شود.
  • تاوْکار(تابکار): این عمل چند مفهوم دارد. یکی از مفاهیم آن مربوط به زمان کار است که زارع فرصتی برای سایر امور ندارد و سریعاً باید عملیات نشاء را انجام دهد. مفهوم دیگر آن مربوط به عملیات آماده سازی شالیزار می‌باشد. در این زمان که مزرعه را با خیش شخم زده اند و گل آن بسیار نرم و نفوذ پذیر شده، زمین شالی نیز بایستی هموار و مسطح شود‌. با بستن صفحه یا تخته پهن‌تر به دام یا امروزه، تیلر، آب و خاک کَرْت (لَکَه) را کاملاً تسطیح می‌نمایند. عملیات اَشْکیل و دْوارَه با کاوْل(کابْل) که دارای خیش است و به دام یا تیلر بسته می شود، انجام می‌گیرد و عملیات تسطیح نهایی با پیشکاوْل صورت می‌گیرد که عبارت است از یک صفحه فلزی پهن که به تیلر بسته می‌شود و یا یک صفحه چوبی پهن که به دام بسته می‌شود
  • توم بیجار گیری: همزمان با آماده کردن زمین برای نشاء عملیات توم بیجارگیری انجام می‌شود و آن عبارت است از آماده کردن یکی از کرتهای شالیزار برای تهیه خزانه نشاء برنج. از قبل دانه‌های جو را ضد عفونی می‌کنند و می‌خیسانند. هنگامی که نخستین جوانه‌های آن آشکار شد آنرا به خزانه منتقل می‌کنند. معمولاً روی آنرا با نایلون می‌پوشانند تا سرمای هوا به خزانه آسیب نزند. این عملیات معمولاً در نیمه دوم فروردین انجام می‌گیرد.
  • نشاستن:با گرم شدن تدریجی هوا و آماده شدن خزانه ، نهالهای کوچک برنج یا همان توم را به شالیزار منتقل می‌کنند. این عمل در «قلعه‌رودخان» توسط زنان انجام می گیرد و به آن نشاءکاری گفته می‌شود.
  • وجین و دْوارَه: برنج در شالیزار رشد می‌کند، در جوار آن نیز علفهای هرز رشد می‌کنند. در گذشته معمولاً دو مرحله عملیات وجین انجام می‌گرفت. وجین مرحله دوم در زمانیکه ساقه برج به ارتفاع تقریبی زیر سینه زن شالیکار به هنگام وجین می‌رسید، انجام می گرفت که به این مرحله نیز دْوارَه می گفتند. امروزه با استفاده از سم علف کش وجین یک مرحله ای شده است.
  • سرود وجین و دوباره: در هنگام وجین در شالیزارها زنان به خواندن سرودهای زیبا می‌پرداختند. در فضای بهاری «قلعه‌رودخان» در کوهپایه مشرف به شالیزار نغمه و سرود زنان و دختران شالیکار فضای روح انگیزی ایجاد می‌کرد. معمولاً یک نفر که صدای خوشی داشت می‌خواند و بقیه برایش «واگیر» یا همخوانی می‌کردند. امروزه دیگر این ترنم کشت و کار به گوش نمی‌رسد.
  • آبیاری و خوک‌پایی: هنگامی که شالی دانه می‌بست امر آبیاری و خوک‌پایی بسیار مهم بود. چینی‌ها معتقدند برنج گیاهی است ریشه در آب و ساقه در آتش. هرچقدر آب فراوان باشد و آفتاب درخشان محصول بیشتر است. آب را برای کشاورز سهمیه بندی می‌کنند. معمولاً «میرآب» این کار را انجام می‌دهد. امروزه دیگر از این اسامی خبری نیست. «میرآب و آب سوار» شخصیتهای آشنا برای کشاورزان هستند. شرکت آب منطقه‌ای ترتیبات تنظیم آب کشاورزان را بر عهده دارد. اما خوک‌پایی، ویژه جوانان خانواده شالیکار بود. در شالیزارهای حاشیه جنگل «قلعه‌رودخان» خوک فراوان بود.این حیوان به شالیزار صدمه فراوانی می‌زد. معمولاً جوانِ خوک‌پا، شب را در «کوتومَه یا همان کُتامی» که در وسط شالیزار ساخته بودند، می‌گذراند. ابزارش عبارت بود از چراغ قوه پُرنور، داس، فانوس، و احیاناً تفنگ سرپر. امروزه با توسعه آبادی روستا و روشنایی بیشتر شب، حمله خوک به شالیزار منتفی شده است. این فعالیت طاقت فرسا بود. شیون فومنی، شاعر گیلک زبان در یکی از منظومه‌هایش می گوید«قدرت گرگدن خوایه بجار سر خوکه پایی»(فومنی ۱۳۸۲)
  • درو و خرمنکوبی:دروی برنج قبلاً با «دارِه» یا «دْرا[۷]» انجام می گرفت. کارگران سریعاً، خوشه های برنج را به انباری یا «کوتی به زبان محلی» حمل می‌کردند تا در باران خیس نشود. بعداً آن را با دست و ابزاری به نام «لیسکو[۸] یا کْنده[۹]» می‌کوبیدند و دانه را از ساقه جدا می‌کردند. بوی خوش برنج فضای روستا را می‌آکند. امروزه از دستگاه برای درو استفاده می‌شود. در مزرعه دانه از ساقه جدا می‌شود. دانه‌های جو مستقیماً تحویل کارخانه برنجکوبی می‌گردد. به یک باره هزینه‌های متعددی انجام می‌گیرد و کار سریعاً تمام می‌شود. کشاورز تنی می آساید و خود را برای زیارت امام رضا(ع) جهت شکرگذاری آماده می کند.
    • مراسم مربوط به نوروز

نوروز در «قلعه‌رودخان» حال هوای خاصی داشت. با مدرن شدن زندگی روستائیان، بخشی از این فرایند جایگزین شده است. فرم معماری مساکن روستائیان تغییر کرده است. معمولاً روستائیان به پیشواز نوروز می رفتند، بخشی از فعالیت های نوروز به شرح زیر است:

  • ویشورآلاوَه: معمولاً قبل از آغاز سال جدید زنان و دختران جوان به این کار اقدام می‌کردند. رختخواب و زیرانداز را از خانه بیرون می‌بردند . گِل زرد نرمی را که با آب کاملاً ورز داده بودند، کف ساختمان با دست می‌مالیدند و صاف می‌کردند. این عمل «آلاوَه» بود. اما «ویشور» نوعی رنگ آمیزی دیوارهای خانه با «گِلآب» بود. با جارو گِلآب را به دیوارها می‌پاشیدند و قسمت پائین دیوار را با گِلآب رنگی نقاشی می‌کردند. امروزه با تغییر معماری سنت «ویشورآلاوَه» نیز منسوخ شده است.
  • کولی‌کولی[۱۰] چارشَمبه: غروب آخرین سه شنبه سال که فردایش چهارشنبه بود مراسم چهارشنبه سوری انجام می‌گرفت. معمولاً ساقه‌های کاه‌و‌کُلُش را در چند کوپه آتش می‌زدند و از روی آن می‌پریدند و می‌گفتند «کولی‌کولی چارشَمبه، نَکْبَت شَه دَوْلَتْ اومَه» یعنی کولی‌کولی چهارشنبه نکبت رفت و دولت و نیبکختی آمد.
  • نَبْروزَ خونی: معمولاً شبهای آخر سال چند تن از افرادیکه به آنان «نبْروزَه خون» یا همان نوروزی خوان می‌گفتند، به هنگام نیمه‌های شب که اهالی خانه در خواب بودند زیر روشنایی فانوس شعر و ترانه‌هایی می‌خواندند و آمدن سال نو را به صاحب خانه نوید می‌دادند. صاحبخانه نیز به فراخور مقداری پول و یا برنج و خوراکی دیگر هدیه می‌داد.
  • عَیدَ سْلام: روز اول سال معمولاً کوچکترها به خانه بزرگترها برای عرض تبریک سال نو می‌رفتند به این عمل «عَیدَ سْلام» می‌گفتند. امروزه این عمل بعد از فاتحه‌خوانی سر مزار گذشتگان و شهدای محل انجام می‌گیرد.

۲) بازی‌ها

۱-۲) مارجولوس: دایره‌ای بزرگ روی زمین می‌کشیدند. تعدادی از بچه‌ها داخل دایره قرار می‌گرفتند و یک نفر با لِی‌لِی از بیرون دایره به آنها حمله می‌کرد و سعی می‌کرد با گذاشتن دست روی هر فرد او را به اصطلاح بسوزاند و از دور بازی خارج کند.

۲-۲) قَش بازی: دایره‌ای می‌کشیدند. یاران بازی به دو قسمت تقسیم می‌شدند نیمی داخل دایره قرار می‌گرفتند و نیم دیگر بیرون دایره. افراد داخل دایره کمربندها را روی خط قرار می‌دادند و خود از آن محافظت می‌کردند به نحوی که یاران بیرونی نتوانند کمربندها را بربایند. معمولاً با لگد مهاجمان را دور می‌کردند. مهاجمان نیز حواس نگهبانان کمربند را پرت کرده و کمربند را می‌ربودند. وقتی اولین کمربند را می‌ربودند،ربودن بقیه کمربندها راحت‌تر. چراکه با کمربند به پای محافظان شلاق می‌زدند و آنها برای اینکه از ضربات کمربند در امان باشند، موضع استقرار خود را تغییر می‌دادند. این کار تا ربودن آخرین کمربند ادامه می‌یافت و دور بازی عوض می‌شد. گاهی اوقات بازیگران برای اینکه از ضربات شلاق در امان بمانند لباسهای کلفت‌تر می‌پوشیدند و اگر کمربند نداشتند با نوعی طناب که از کُلُش درست شده بود و به آن «فَریس» می گفتند این بازی انجام می‌دادند.

۲-۳) لَپَه بازی: تقریباً شبیه بیس‌بال اروپایی بود. یک توپ با نخهای پشمی درست می‌کردند به اندازه توپ بیس بال. یاران بازی به دو دوسته تقسیم می‌شدند. ضربه زدن به توپ را «آب خوردن» می‌گفتند. آنکه مهارت بیشتری داشت بیشتر آب می‌خورد، یعنی ضربه های بیشتری به توپ نخی می‌زد. یکی از یاران رقیب به او آب می‌داد، یعنی توپ را برایش به هوا می‌انداخت تا او با چوب بزند. توپ به هوا می‌رفت. طرف مقابل سعی می‌کرد توپ را در هوا بگیرد. اگر این کار را می‌کرد، طرف مقابل سوخته بود. در فاصله ای که توپ در فضا بود یا هنوز به دست رقیب نرسیده بود، آب خورنده، چوب آب خوری را زمین می‌گذاشت و شروع به دویدن می‌کرد. اگر می‌توانست به خط آغاز بازی برگردد، بازی ادامه می‌یافت و یا اگر نمی‌توانست در یکی از ایستگاهها توقف می‌کرد تا در فاصله آب خوری یکی از یارانش موفق شود و خود را به خط آغاز برساند. اگر طرف دیگر بازی موفق می‌شد توپ نخی را بگیرد آنرا به طرف بازیگری که در حال دویدن بود می‌انداخت تا به او ضربه بزند اگر توپ به دونده اصابت می‌کرد، کل یارانش می‌سوختند و جریان بازی به دست طرف مقابل می‌افتاد.

۲-۴) عروس‌بازی: همان «یه‌قل‌دو‌قل» است. با ۵ عدد سنگ ریزه که در دست جا بگیرد انجام می‌شود. بازی رایج بین دخترکان است. پسران به ندرت انجام می‌دهند. ابتدا ۵ قطعه سنگ را روی زمین می‌ریزند. به ترتیب بازیگر ابتدا یکی یکی سنگها را از زمین جمع می‌کند. به این ترتیب که یک سنگ را به هوا پرتاب می‌کند و در فاصله‌ای که قطعه سنگ به زمین نیافتاده است، یکی از سنگها را بر می‌دارد به همین ترتیب ۴ قطعه سنگ دیگر را از زمین جمع می‌کند. بعدا دو تا دو تا جمع می‌کند. در مرحله سوم یک و سه تا. در مرحله چهارم هر چهار سنگ را با هم جمع می‌کند به این مرحله «فوکو» می‌گویند. در مرحله بعدی باید عروس را از دروازه انگشتان یک دست رد کنند. ابتدا با یک دست دروازه درست می‌کنند. بعد سنگها را روی زمین می‌ریزند. رقیب، سنگی را که با یک حرکت عبوردادنش از دروازه سخت باشد به عنوان عروس انتخاب می‌کند. بازیگر با رد کردن سایر سنگها مسیر حرکت عروس را تسهیل می‌کند. در مرحله آخر یکی از سنگها را به هوا پرت می‌کند و در فاصله زمانی عروس را با یک حرکت به طرف دروازه سُر می‌دهد. اگر عروس از دروازه عبور کرد برنده می‌شود. سپس در مرحله بعدی رقیب سنگها را بر پشت دست بازیگر به طوری می‌چیند تا او نتواند همه سنگها را که به هوا پرت می کند با یک دست بگیرد. به تعداد سنگهای که افتاده است می بایستی توسط رقیب به پشت دستهای بازیگر ضربه[۱۱] وارد شود. این تنبیه ادامه می یافت تا سنگ بیفتد.

۳-۴) ویزَه بازی(گردو بازی): از بازی‌های مرسوم بین کودکان، نوجوانان و جوانان است. این بازی پسرانه است. افراد بهترین گردوی خود را به عنوان تیلِه «به زبان محلی تیری»انتخاب می‌کنند. قرار می‌گذارند که هر کدام چند گردو را روی زمین بچینند. بعد اولین بازیگر به اصطلاح می‌خوابد یعنی در فاصله‌ای از ردیف گردوهای چیده شده قرار می‌گیرد و تیله‌اش را می‌گذارد. بقیه بازیکنان نیز با انداختن تیله خود به طرف تیله اولین بازیگر جای خود را مشخص می‌کنند. باید حواس اولین بازیگر باشد و بگوید که کسی حق ندارد نزدیک گردوها بخوابد. اگر این عبارت را نگوید آخرین نفر تیله خود را نزدیک گردوها قرار می‌دهد. هرکس که دورتر از ردیف گردوها قرار بگیرد، حق دارد ابتدا گردو ها را با تیله بزند. معمولاً دو جور قرار می‌گذارند. یکی اینکه تیله به هرکدام از گردوها بخورد، بازیگر برنده تمام گردوهاست. منتهی به شرطی که سایر بازیکنان نتوانند تیله بازیگر را با تیله خودشان بزنند. دیگر اینکه با تیله به ردیف گردوها می‌زند و گردویی که ضربه خورده است، حداقل به فاصله یک پای بازیگر(از نوک انگشت شست تا پاشنه) از ردیف دور شود. به این ترتیب تا زمانی که تک تک گردوها به اندازه یک پا از ردیف دور می‌شود، بازیگر برنده همان گردو است و اگر ضربه تیله به گردو نخورد یا گردو کمتر از یک پا دور شود، بازیگر بازنده است و نوبت بازی به دیگری می‌رسد. گردو بازی حداقل با دو نفر انجام می شود.

۴-۴) لْپار:در روی زمین یک مستطیل می‌کشیدند و ابتدا آنرا به دو قسمت طولی و سپس هر سمت آنرا به ۴ قسمت عرضی، جمعاً ۸ قسمت تقسیم می کردند. در انتهای یک قسمت یک نیم دایره رسم می‌کردند. حداقل با دو نفر می‌توان این بازی را انجام داد. هر یک از بازیگران یک تکه سنگ پهن انتخاب می‌کنند. ابتدا یکی از بازیگران سنگ پهن را داخل اولین خانه یا قسمت سمت راست مستطیل می‌اندازند و بعداً با یک پا به داخل خانه رفته و آن سنگ را برای خانه دوم و سوم و چهارم و پنجم هدایت می‌کنند. در خانه پنجم می‌توانند هر دو پا را توی خانه بگذارند و استراحت کنند. بعداً این کار را تا خانه هشتم ادامه می‌دهند و در خانه هشتم با یک ضربه سنگ پهن را به خارج هدایت می‌کنند. در دور بعدی سنگ را به داخل خانه دوم می‌اندازد و این کار ادامه پیدا می‌کند. به همین صورت در خانه سوم تا هشتم. در حین بازی نباید پای بازیگر یا سنگ روی مرز خط خانه‌ها قرار گیرد، چرا که بازیگر می‌سوزد.

 

بحث و نتیجه گیری :

خرده فرهنگها به مرور با خرده فرهنگهای جدید جایگزین می‌شوند. در «قلعه‌رودخان» این تغییرات فرهنگی به شدت به چشم می‌خورد. نوع معیشت بومیان به مرور تغییر کرده است. کشاورزی در حال مکانیزه شدن است. دامپروری سنتی در حال منسوخ شدن است. محل نگهداری دامهای بومیان به پارک جنگلی تبدیل شده و آنها را وادار به تخلیه نموده‌اند. بازی‌های جدید اعم از بازی‌های رایانه‌ای، فوتبال وغیره جایگزین بازی‌های قبلی شده‌اند. دیگر از لَپَه بازی خبری نیست. شاید نوجوان امروزی «قلعه‌رودخان» آن بازی را بلد نباشد. جشنواره های بومی محلی بخشی از این خرده فرهنگها را به نمایش می‌گذارد. در چهار سال گذشته جشنواره بومی محلی نمایشِ عروس‌گوله، لافن‌بازی، کُشتی و غیره را به نمایش گذاشت که مورد استقبال فراوان تماشاچیان قرار گرفت . به هر صورت پژوهش حاضر در صدد است تا با ثبت این فرهنگها که بواسطه گذشت زمان به فراموشی می‌گرایند بستر لازم را برای پژوهش در حوزه فرهنگ در بازه محدود روستای قلعه‌رودخان فراهم نموده و همچنان زنده نگهدارد . امید است تا پژوهش حاضر بعنوان یک سند برای پژوهشگران آتی مورد استفاده قرار گیرد .

 

منابع و ماخذ:

  • ستوده, منوچهر. از آستارا تا استرآباد. تهران: انجمن آثار و مفاخر فرهنگ, ۱۳۹۰٫
  • سخائی قلعه رودخانی, ابوطالب. قلعه ی قلعه رودخان در دل جنگل سبز تنهاست. روزنامه اطلاعات, ۰۵ ۱۳۷۳٫
  • فومنی, شیون. کوچه باغ حرف. تهران: نشر هدایت, ۱۳۸۲٫

 

با تشکر از آقای مرتضی سخایی بابت تهیه این مقاله ارزشمند.

جهت دانلود نسخه ورد این مقاله کلیک کنید

منتشر کننده : آرتمن

https://ghalerodkhan.com

 

[۱]  منطقه فوشه از جاده سمت راستِ دوراهیِ واقع در مسیر قلعه‌رودخان به حیدرآلات قابل دسترسی است . جاذبه های روستای فوشه به لحاظ گردشگرپذیری فوق العاده است و چیزی کمتر از قلعه‌رودخان ندارد. وجود یک بقعه زیارتی به نام «آقا شیخ جمال» در ارتفاعات کوهپایه ای این روستا، وجود آبگیر طبیعی جهت شنا در فصول گرم سال، وجود یک غار باستانی به نام «غار خون» که بنا به اعتقاد بومیان منطقه این غار به دژ قلعه رودخان بصورت زیر زمینی راه دارد، از جاذبه های توریستی این روستا می باشد. بررسی های علمی صورت گرفته توسط یکی از پژوهشگران منطقه فوشه به نام «حسین حاجتپور قلعه‌رودخانی» نشان از معدن بودن این غار در دوران پارینه سنگی و استخراج آهن از آن دارد .

[۲] پولی که داماد برای خروج عروس از خانه، به برادر یا یکی از محارم نزدیک عروس می‌پرداخت.

[۳] ظرف آب بزرگ مسی که قبلاً برای آوردن آب از چشمه یا دوشیدن شیر از دام استفاده می‌شد.

[۴] اصطلاح محلی. معادل ۲۴ روز است.

[۵] عمل دوباره یا دْوارَه در دو مرحله انجام می‌گیرد مرحله اول، بعد از آب تخت کردن و مرحله دوم در زمان وجین. وجین، خود، دو بار انجام می گیرد به مرحله دوم وجین، دوباره یا دْوارَه می‌گویند.

[۶] به زبان محلی به هر یک کَرْت ، «ایلَکَه» یا «ایکیلَه» می گویند.

[۷] داس کوچکی که مخصوص درو می‌باشد .

[۸] یک سرِ قطعه چوبی مستطیل شکل به طول و عرض ۲۰*۱۰ سانتی‌متر و به ضخامت ۵ سانتی‌متر را سوراخ می‌کردند و در سوراخ آن یک شاخه چوب یک متری (معمولاً بِه) را بصورت وارونه فرو می کردند تا سمت کلفت شاخه مانع از خروج قطعه مستطیل شکل شود. سرِ شاخه را می‌گرفتند و با تاب دادن آن محکم به ساقه‌های برج ردیف و درو شده می‌زدند و دانه را از ساقه جدا می‌کردند به این ابزار در گویش تالشی «لیسکو» می‌گفتند .  سلاح نانچیکو که امروزه در ورزشهای رزمی استفاده می‌شود نیز قبلاً توسط کشاورزان ژاپنی برای همین منظور استفاده می‌شده است  .

[۹]  کْنده، یک تنه کلفت درخت بود که معمولاً دسته‌های برنج را از سمت درو شده می‌گرفتند و سمت دانه دار ساقه را محکم به آن می‌زدند تا دانه از ساقه جدا شود.

[۱۰] کولی‌کولی را می توان معادل (دِلِیْ دِلِیْ) در زبان فارسی ترجمه کرد . در واقع نوعی تحریر آوازی است .

[۱۱] معمولاً نیشگون یا ضربه با انگشتان جمع شده به پشت دست.

 

۲ نظرات

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آگهی ویژه : فروش زمین مسکونی1600متری با سند شش دانگ،دور دیوار،دارای پروانه ساخت و وام 50 میلیونی جهت ساخت ویلا.(موقعیت ملک در روستای دیز کوه بعد از امام زاده هاشم)قیمت هر متر 170 هزار تومن.09373846004
+ +